تبلیغات
سیاره خنده
سیاره خنده
به جای اینکه چندین وبلاگ بخوانید، این وبلاگ را چندین بار بخوانید.
خیلی شعر قشنگی بود...من که واقعا ازش لذت بردم...

عقاب


من عقابی بودم که نگاه یک مار، سخت آزارم داد.

بال بگشودم و سمتش رفتم.  از زمینش کندم، به هوا آوردم.

آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد.

در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه به روزم آورد.

عشق، جادویم کرد. زهر خود بر من ریخت. از نوک قله زمین افتادم.

تازه آمد یادم، من عقابی بودم.




طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: عقاب، مار، داستان کوتاه، قطعه ادبی، شعر، شعر نو، معنی و مفهوم،
ارسال در تاریخ شنبه 26 بهمن 1392 توسط mohsen z
یه نظر سنجی گذاشتم، مبنی بر اینکه از کدوم  مطالب وبلاگ بیشتر استفاده می کنین. فکر کنم فقط حدود چل درصد بودن که به جز مطالب طنز و جک ها بقیه مطالب رو هم می خوندن. این پست واسه اون دسته و جذب اون شصت درصد دیگه به سوی کاریکاتوره...



آقا من نمی تونم بگم که منظور قطعی کاریکاتوریست چی بوده...ولی میتونم حدس بزنم...فکر می کنم منظورش این بوده:
مامورای شهرداری، یه چراغ رو از زندگی ساقط کردن...اون چراغ هم با این کارشون نابود نشده که هیچ، بالاتر هم رفته و تبدیل به ماه شده...دوست ندارم بیشتر راجع بهش حرف بزنم...خودش خیلی حرف واسه گفتن داره...من و دوستام کلی درمورد همین عکس کوچیک باهم حرف زدیم...فقط یه چیز دیگه رو دوست دارم اضافه کنم: واقعا قشنگه.

این احتمال هم وجود داره که دارم اشتباه تفسیر می کنم...اگه اینطوره حتما بهم نظر بدین و بگین...







مثه همیشه، برای بزرگ شدن تصویر، باید روش کلیک کنین.
 


طبقه بندی: کاریکاتور،
برچسب ها: کاریکاتور، ماه، چراغ، مامور شهرداری، معنی، مفهوم، بهترین،
دنبالک ها: کاریکاتوری از Youriy Kosoboukin-Ukraine، کاریکاتوری از Quino-Argentina، کاریکاتوری از Abolfazl Mohtarami، کاریکاتوری از Oleksy Kustovsky، کاریکاتوری از Hicabi Demirci،
ارسال در تاریخ یکشنبه 13 بهمن 1392 توسط mohsen z
یارو میره دکتر. می گه: آقای دکتر یه مدته وقتی می گوزم، نه صدا داره نه بو. مشکل چیه؟ دکتر می گه: بگوز ببینم. یارو می گوزه. دکتره میگه: یه قطره واسه گوش هات نوشتم. یه قرصم واسه بینیت...برو گمشو بیرون پدر سگ، در هم پشت سرت باز بذار!



طبقه بندی: جک، جک ترکی، جک لری،
برچسب ها: جک، جک خفن، جک خنده دار، جک بی تربیتی، گوز،
دنبالک ها: غضنفر خیاطی می زنه، توالت و مگس هایش، معلم و کلاس، شما چندتا برادرین؟!، مراسم ختم، زن انگلیسی و راننده،
ارسال در تاریخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط mohsen z
یه زن انگلیسی میاد ایران. سوار تاکسی میشه. عطرش خیلی خوش بو بوده.راننده می پرسه: این چه عطریه؟ زنه می گه: نینا ریچی از رم. بعد از چند دقیقه راننده می گوزه. زنه می گه: این چه بوییه؟ راننده می گه: لوبیا چیتی از قم!


طبقه بندی: جک، جک ترکی، جک لری،
برچسب ها: جک باحال، جک خنده دار، جک خفن، جک جدید، گوز،
دنبالک ها: مراسم ختم، شما چندتا برادرین؟، غضنفر خیاطی میزنه، معلم و کلاس،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 26 دی 1392 توسط mohsen z
تو مراسم ختم یارو اعلام می کنن: مرحوم وصیت کرده کسی پیراهن مشکی نپوشه، یهو یه نفر از توی جمع بلند می شه و میگه: مرحوم گه خورده، ما به احترامش می پوشیم.



طبقه بندی: جک لری، جک ترکی، جک،
برچسب ها: ختم، گه، جک خفن، جک باحال، جک جدید، جک خنده دار،
دنبالک ها: شما چندتا برادرین؟، معلم و کلاس، غضنفر خیاطی میزنه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 23 دی 1392 توسط mohsen z
(تعداد کل صفحات:6) 1 2 3 4 5 6

قالب وبلاگ